سرویس سیاست مشرق- در فضای امنیتی و راهبردی کنونی جمهوری اسلامی ایران، همگرایی گفتمانی میان رهبر معظم انقلاب و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی قابل توجه و تفسیر است.
بیانیه اخیر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که با عنوان «ترسیم صحنه سرنوشتساز مبارزه با دشمن شرور» صادر شد، و پیامها و بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی (بهویژه پیام هفته وحدت و بیانات پیشین در خصوص جنگ ترکیبی)، در سه محور کلیدی وحدت، جنگ ترکیبی و مقابله با دوقطبیسازی، نقاط اشتراک عمیق و استراتژیکی دارند.
این اشتراکات نه تنها بازتابدهنده درک واحد از تهدیدات است، بلکه نقشه راه عملی برای خنثیسازی طراحیهای دشمن را ترسیم میکند، بیانیه اخیر سازمان اطلاعات سپاه و بیانات رهبر معظم انقلاب، فراتر از همگرایی شعاری، نشاندهنده یک ارزیابی تهدید مشترک در سطح راهبردی است. از
از منظر امنیتی، این اشتراکات سه لایه کلیدی را پوشش میدهد: تشخیص ماهیت تهدید، اولویتبندی آسیبپذیریها و تجویز پاسخهای متقارن که مفهومی قابل تامل دارد.
اطلاعات سپاه صراحتاً اعلام کرده دشمن پس از اعتراف به شکست راهبرد «براندازی نظامی» ، راهبرد خود را بهروزرسانی کرده است که شامل حفظ حملات محدود دورهای، فعالسازی کانونهای بحرانزا، جنگ روانی، التهاب بازارهای مالی و عملیات ضدامنیتی است.
نقطه ثقل این طراحی «برهم زدن ثبات و کاهش تابآوری ملی» از طریق نبرد شناختی و تولید ترس و ابهام است، رهبر انقلاب ننیز دقیقاً همین انتقال را شناسایی کردهاند و روی تمرکز دشمن در جنگ ترکیبی بر دو نقطه حیاتی — تابآوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان تاکید دارند.


وحدت و انسجام ملی بهعنوان ستون اصلی تابآوری
در هر دو بیانیه سه دال گفتمانی وجود دارد، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف که این همخوانی نشان میدهد نهادهای امنیتی و آقا، تهدید را نه بهعنوان مجموعهای از اقدامات پراکنده، بلکه بهصورت یک سیستم یکپارچه جنگ ترکیبی نسل جدید ارزیابی کردهاند.
در ادبیات امنیتی معاصر، این نوع جنگ «جنگ خاکستری پیشرفته» نامیده میشود که مرز میان صلح و جنگ را محو میکند که در آن دشمن دیگر بهدنبال پیروزی قاطع نظامی نیست؛ بلکه بهدنبال «فرسایش تدریجی اراده ملی» است. موفقیت در این مدل، وابسته به ایجاد شکافهای اجتماعی و اختلال در روایت رسمی است.
در این طراحی میدان اصلی نبرد، ذهن و روان جامعه است، نه صرفاً مرزهای جغرافیایی، نکته جالب توجه آن است که در هر دو بیانیه از سوی رهبری معظم انقلاب و اطلاعات سپاه دوقطبیسازی بهعنوان سلاح راهبردی دشمن معرفی شده و آن را با تحریک خیابان و کاهش تابآوری پیوند زده است.
در واقع دوقطبیسازی «ساز دشمنپسند» بوده که دارای ۴ هدف است:
۱- تضعیف سرمایه اجتماعی (اعتماد افقی میان مردم و اعتماد عمودی به حاکمیت).
۲- اختلال در تصمیمگیری (مسئولان بهجای تمرکز بر تهدید خارجی، درگیر مدیریت شکافهای داخلی میشوند).
۳- ایجاد بستر نفوذ (شبکههای جاسوسی و عملیات روانی در جوامع دوقطبی راحتتر عمل میکنند).
۴- تسهیل عملیات ترکیبی (التهاب بازارها و شایعات اقتصادی در فضای دوقطبی، اثرگذاری بیشتری دارد).
بیانیه سازمان اطلاعات سپاه با صراحت بر «اتحاد مستحکم میدان، خیابان، دیپلماسی و خدمت» تأکید دارد و آن را عامل اصلی مقاومت ۲۰۰ روزه ملت ایران در برابر نقشه آمریکایی-صهیونیستی معرفی میکند.
این اتحاد، به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی دشمن نیز رسیده و موجب عبور ایران از مرحله «حفظ بقا» به مرحله «تثبیت و ارتقای تابآوری ملی» شده است. سپاه در ادامه، یکی از مأموریتهای اصلی خود را «تمرکز بر ارشاد و مقابله با هرگونه اقدام برهمزننده آرامش، همدلی و انسجام ملی» اعلام میکند و هشدار میدهد که دشمن در پی «فرسایش اتحاد مقدس» است.

این رویکرد دقیقاً با خط رهبری همخوانی دارد. ، رهبر معظم انقلاب در پیام هفته وحدت (شهریور ۱۴۰۵) تأکید فرمودند که بدخواهان و دشمنان اسلام، برنامه اصلی خود را بر «برجستهسازی اختلافات» برای تضعیف امت اسلامی متمرکز کردهاند و آحاد ملت ایران نباید به هیچوجه اجازه بروز هیچ اختلافی را در میان خود بدهند.
ایشان وحدت را راهبردی قرآنی و نه مسئلهای سطحی دانستند و هر کار تفرقهانگیزی را، از هر فرد و با هر جایگاهی، در جهت مقصود دشمن ارزیابی کردند. در بیانات پیشین نیز (از جمله پیام غدیر و سالگرد ارتحال امام خمینی)، رهبر انقلاب ابزار اصلی دشمن در جنگ ترکیبی را کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف معرفی کردند و مقابله با آن را در «حفظ وحدت، انسجام، اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن» دانستند.
هم سپاه و هم رهبری انقلاب، وحدت را نه شعار سیاسی، بلکه سلاح راهبردی و شرط اول پیروزی در صحنه سرنوشتساز کنونی میدانند. وحدت در این نگاه، فراتر از همگرایی سیاسی است و شامل هماهنگی میدان (عملیات نظامی و امنیتی)، خیابان (حضور مردمی)، دیپلماسی و خدمت (کارآمدی حاکمیتی) میشود. هرگونه شکاف در این زنجیره، فرصت طلایی برای دشمن ایجاد میکند.
از منظر دکترین امنیتی، دوقطبیسازی معادل «حمله به سیستم ایمنی ملی» است، همانطور که ویروس سیستم ایمنی بدن را تضعیف میکند تا بیماریهای فرصتطلب رشد کنند، دوقطبی نیز سیستم ایمنی اجتماعی را تضعیف میکند تا عملیات روانی، اقتصادی و ضدامنیتی دشمن مؤثرتر شود.
هم آقا و هم اطلاعات سپاه این را بهعنوان خط قرمز امنیتی تلقی کردهاند، نه صرفاً مسئلهای سیاسی یا اخلاقی، در واقع حدت بهعنوان قدرت بازدارنده و عامل ضریبافزاهر دو منبع، وحدت را نه هدفی ایدهآلیستی، بلکه ابزار عملیاتی میدانند. سپاه از «اتحاد مستحکم میدان، خیابان، دیپلماسی و خدمت» سخن گفته و آن را عامل عبور از مرحله بقا به مرحله تثبیت تابآوری معرفی کرده است. رهبری نیز وحدت را شرط اول غلبه حق بر باطل و بزرگترین سلاح ملت دانستهاند.
در نظریه بازدارندگی مدرن، قدرت نظامی بهتنهایی کافی نیست؛ «اراده ملی منسجم» ضریب بازدارندگی را چندین برابر میکند. وحدت در این چارچوب، سه کارکرد امنیتی دارد که شامل افزایش هزینه اقدام برای دشمن (حمله به جامعهای متحد، ریسک و هزینه بسیار بالاتری دارد)، کاهش آسیبپذیری در برابر عملیات شناختی (جامعه متحد، کمتر پذیرای روایتهای دشمن است) و تسهیل بسیج منابع (در زمان بحران، منابع انسانی، اقتصادی و سیاسی سریعتر و مؤثرتر بسیج) میشوند.
نکته مهم آن است که وحدت مورد نظر، وحدت مکانیکی یا تحمیلی نیست؛ بلکه وحدت مبتنی بر «همدلی و انسجام ملی» است که اطلاعات سپاه مأموریت مقابله با هر اقدامی که آن را مختل کند، برای خود تعریف کرده است. این رویکرد، وحدت را از سطح شعار به سطح «عملیات حفاظت از انسجام» ارتقا میدهد.

درک مشترک از ماهیت جنگ ترکیبی دشمن
بیانیه اطلاعات سپاه، راهبرد بهروزرسانیشده دشمن را افشا کرده و روی ترکیبی بودن آن تاکید دارد؛ محورهای مشخص دشمن شامل بیاثرنمایی کارکرد تنگه هرمز، فرسایش اتحاد مقدس، ترویج نارضایتی و دوقطبی، بزرگنمایی اختلافنظرها، سوءاستفاده از ضعفهای داخلی و تحریک مردم برای تسری نارضایتی به خیابان است.
رهبر معظم انقلاب نیز بر همین ماهیت ترکیبی تأکید دارند، ایشان تمرکز دشمن را بر دو نقطه اصلی معرفی کردند: تابآوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان. ابزار اصلی دشمن در هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است، این دقیقاً همان چیزی است که سپاه تحت عنوان «جنگ روانی، التهاب بازارها و نبرد شناختی» توصیف میکند.
هر دو منبع، جنگ ترکیبی را نه صرفاً نظامی، بلکه چندلایه (نظامی، اقتصادی، روانی، اجتماعی و اطلاعاتی) میدانند که هدف نهایی آن، تبدیل «ایده مقاومت به ایده تابعیت» و «رویکرد انقلابی به رویکرد منفعل» است.
اشتراک امنیتی در اینجا بسیار عمیق است، هم رهبری انقلاب و هم سازمان اطلاعات سپاه، دشمن را پس از شکست در بُعد سخت، در حال انتقال به بُعد نرم و شناختی میبینند. پاسخ مشترک نیز روشن است که در آن ارتقای اشراف اطلاعاتی، مقابله با اقدامات برهمزننده انسجام، حفظ هوشیاری در برابر «پدیده نوداعشیها» و شبکههای همکار گروهکهای تروریستی، و مهمتر از همه، تقویت تابآوری ملی از طریق وحدت است.

دو بیانیه و دو روی یک سکه
بیانیه اخیر سازمان اطلاعات سپاه و بیانات رهبر معظم انقلاب، در واقع دو روی یک سکه هستند، یکی از منظر عملیاتی-اطلاعاتی و دیگری از منظر راهبردی-هدایتی که هر دو بر این باورند که صحنه کنونی، صحنه سرنوشتساز است و دشمن پس از ناکامی نظامی، تمام توان خود را بر فرسایش وحدت، کاهش تابآوری و ایجاد دوقطبی متمرکز کرده است.
پاسخ واحد نیز مشخص است که در آن حفظ و ارتقای اتحاد مقدس، هوشیاری در برابر جنگ ترکیبی (بهویژه بُعد شناختی و روانی آن) و ممنوعیت قاطع هرگونه اقدام تفرقهانگیز است.
این همگرایی گفتمانی، خود یکی از بزرگترین دستاوردهای امنیتی نظام است؛ همگرایی بیانیه اطلاعات سپاه با خط رهبری نشاندهنده بلوغ دستگاه امنیتی و اطلاعاتی کشور در درک تهدیدات ترکیبی است.
دشمن در حال حاضر روی «ضعف اراده» و «شکاف اجتماعی» حساب باز کرده است. تا زمانی که این دو نقطه آسیبپذیر تقویت شوند (از طریق وحدت واقعی و مدیریت هوشمند جنگ ترکیبی)، طراحی دشمن با شکست مواجه خواهد شد.
برعکس، هرگونه غفلت از دوقطبیسازی یا سستی در حفظ انسجام، میتواند دستاوردهای نظامی و امنیتی را تضعیف کند، برخورد درست با این مسئله نیاز به رفتارهای هوشمندانه دارد که مکتب امنیتی تهران آن را برای برخورد با اقدامات دشمن آماده کرده است؛ این بازی سیر بعدی خط جنگ را تعیین خواهد کرد.



